طرح «جمعه ها با مدرسه» در اتاق فكر آموزش و پرورش – خبرگزاري فارس
در طول تاريخ، عده اي بودند كه به جامعه بشري خيانت كردند! يكي اوني كه بمب اتم انداخت تو هيروشيما، يكي هيتلر بود كه ميليون ها نفر رو به كشتن داد، يكي صدام بود كه به ايران حمله كرد، اما مهمتر از اونها بنيان گزار پديده ي شوم پيك نوروزي بود كه خدا از سر تقصيراتش نگذره! به نظر من ساديسم مرض شايعي هست كه هنوز دارويي براش پيدا نشده! اما ظاهراً دوباره يكي ديگه پيدا شده كه قصد هك كردن نام خودش رو در تاريخ داره و اون كسي نيست جزهمين آقا يا خانم نالوتي كه اين طرح رو پيشنهاد فرمودن. چطوره بچه ها لحاف تشك خودشون رو هم بيارن كه يه وقت خداي نكرده موقع خواب يادشون نره كه علم بهتر بود يا ثروت؟!
آن آشنای وقت شناس، آن اتاق جادویی، آن عذاب آسمانی، آن مربی ورزش صبحگاهی،آن ذکر عالم برزخ، آن سرویس اکابر پیش از انتخابات، محل کتابت انواع خاطرات، آن منبع شایعات، آن شمع امید سارقان، آن سیمرغ شهروندان، شیخنا و مرکب اغلب اوقاتنا «اتوبوس» حفظه ا... وجوده. از غریب مصنوعات آدمی بود که فقدانش مایه تآخیر و نکوهش بود و وجودش مایه استغفار و رنجش.
روزی از ایام تحصیل، سوار بر شیخنا به طرف دانشگاه عزیمت می کردیم و کم کم نزدیک رُستنگاه سبزه – ایستگاه سابق – می شدیم و ازاین باب که هنوز زنده بودیم، خدای را شاکر بودیم. در همین احوال صدایی ترمز مانند به گوش رسید و متعاقب آن ... دَرق ... گویی شیخنا با مرکبی دیگر برخورد کرد. ضارب نیز که حرفه ای می نمود فی الفور از محل سانحه گریخت. راکبِ شیخنا هم عزم بر تعقیب جانی و ستاندن خسارت نمود و اینگونه بود که صحنه مبدل به سکانسی اکشن در خیابان های شهر گردید. ما نیز با یک بلیط چندین صحنه مختلف را ناظر بودیم: اول تصویر کلوزآپ عزرائیل جلوی چشممان! دوم طعام وعده ی قبل در دهانمان، سوم جانیِ فراری در جلو و پشت سرش درایور- شیخنای سابق!- چهارم تصویر خودمان مقابل درب بسته شده ی کلاس.
بالاخره در یک پیچ تند، مرکب تیزروی فراری چرخش ترکید و از حرکت بازایستاد. در این هنگام درایور از شیخنا پایین آمده و پنجه در پنجه ی او افکند تا حق خویش را بستاند. پس از احقاق حق با سیمایی فاتح بر پشت شیخنا نشست و بی توجه به بوق های پشت سر، آرام راه خویش را گرفت و جان ضارب را به جوانی او بخشید. رضی ا... عنه
- وام(vam): آنچه به سادگي ندهند، از مزاياي اوليه دارابودن بند پ، گفته شده براي ازدواج هم ميدهند كه در اين مورد هدف (وام) اصلاً وسيله را توجيه نميكند.
- شهريه(shahrie): نوعی كابوس، وامصيبتا، تقاص درس نخواندن، درآمدزايي به شيوه كيوون، مثال نقض براي هر چقدر پول بدهي آش ميخوري، آنچه در تعيين مقدار آن وجدان ديده نشود.
- بيتالمال(beytolmal): ارث بابا، مال از مابهتران، يكسري اموال عمومي با مصارف خصوصي، بيتي كه به كاروانسرا تبديل شده باشد. بعد از استفاده مسواك فراموش نشود!
- پروژه(porozhe): طرحي كه كلنگ آن را بر زمين زنند، محل مصرف بيتالمال، فرصتي براي آزمون و خطا (مخصوصاً خطا!)، مصداق ضربالمثل عجله كار شيطان است، طرحي كه تصميم آن بعد از صرف يك غذاي مفصل گرفته شود!
- تورم (tavarom): قوز بالاي قوز، نمك روز زخم، ماري كه روي زندگي چنبره ميزند، اسبي كه مهار نشده باشد. براي مطالعه بيشتر بيشتر و آگاهي از نرخ واقعی تورم. ر.ك. شهريه
- پولشويي(pool shooei): كسب درآمد از يك جاهايي (!) و خرج كردن در جاي ديگر، دست به دست كردن پول با رعايت اصل شتر ديدي نديدي، هنگام شستشوي دستي حتماً از دستكش استفاده شود.
با تلاش گروه شنود بين المللي سوسه (گشبس!) مدارك محرمانه اي از پشت پرده راي اخير دادگاه داوري ورزش بدست آمد. اين رأي كه ابتدا به طرز مشكوكي خوب بود و سپس نيز به طرز مشكوكي بد شد، حذف قطعي استقلال از اين دوره جام باشگاههاي آسيا را رقم زد. مكالمه ي ضبط شده زير بين وكيل باشگاه استقلال و قاضي دادگاه داوري ورزش در شب قبل از راي اول است:
- من به عنوان وكيل قانوني استقلال از شما مي خوام كه بدون توجه به فشارهاي وارده و بر اساس حقايق به نفع ما راي بديد!
- برو داداش! دلت خوشه ها! حقايق سيخي چنده؟!
- بر اساس بند سه تبصره دو ماده هفت، آقاي بن همام مرتكب تخلف شده...
- اون بندها شامل شما نميشه! نگفتي خودياريتون چقدري هست؟
- ...!
- نه! نميشه! شما بايد مدارك رو زودتر ارسال مي كرديد!

- راستي آقاي... و مهندس... سلام رسوندن! آقاي مهندس ... هم فردا قراره بيان جاي شما!
- به به! چه سعادتي! از اول مي گفتين! از آشناييتون خيلي خوشحال شديم! بالاخره هرچي باشه ما خرد جمعي رو به كار مي گيريم و به نفع شما راي مي ديم! بازم پرونده داشتين بياين جاي ما...
* * *
اين مكالمه هم شب قبل از راي دوم ضبط شده و مذاكرات بين بن همام با قاضي پرونده است:
- مرد حسابي اين چه رأيي بود كه صادر كردي؟!
- قانون رو كه نميشه نديده گرفت! خود آقاي مهندس... سلام رسونده بودن! تازه خردجمعي رو چي كار كنيم؟!
- صحبت چقدر هست حالا؟!
- منظورت چيه؟ فكر كردي من چه جور آدمي هستم؟ شما حداقل بايد هفتاد ميليون دلار به استقلال غرامت بديد!
- ...! خوبه؟
- نه! استقلال رقيب تيم علي دايي هم هست! خيلي واسه ما عزيزه! برو بالا!
- ......!! خوب شد؟
- حالا كه فكر ميكنم مي بينم شايد حق با شما باشه، بايد مداركشون رو زودتر پست مي كردن، ولي اين كه دليل نميشه! نبايد حق مسلم اون ها رو ازشون گرفت!
- ............!!! حله؟
- قانون گريزهاي تنبل! بايد به قوانين احترام مي گذاشتن! مي مردن زودتر مداركشون رو ارسال مي كردن؟! واقعا كه! ديگه اين پرونده در صلاحيت ما نيست! فردا كل پرونده رو مي فرستم جاي خودتون!...
جوابیه مطلب را حتما بخوانید!
آن دانشجوی داروسازی، آن در اندیشه جهانی سازی، آن بالابرنده ی تیراژ، آن افزاینده متراژ، آن زداینده ی گیرپاز، آن سراینده ی اشعار بی قافیه، آن زننده ی شوت در زاویه، آن عاشق سوسیس، آن هوادار پرسپولیس،آن دوستدار انتقاد(!) ، آن خواستار پیشنهاد ، آنکه پول و مایه بودش اعتقاد؛ دکتر محمدرضا حسینی – دَفَع ا... شَرﱡه – نشریه ی او کاری عجب بود و واقعاتِ غرایب که خاص، او را بود.
نقل است که روزی شیخ میم هنرور – قطع ا... قلمه من البیخ – از غایت اعمال نفوذ در سانسور مطالب مهم در صحیفه، سخت پریشان شده، به خدمت دکتر تلفن زدی و بعد از عرض ارادت و خدمت، از ایشان طلب قدری آزادی و اختیارات در صحیفه را کرده است. پس چون دکتر این سخن بشنید فرمود: یا رأس الدبیر[1]، همانا که ما را بعد از نگاشتن بعضی مطالب حتی از باب مکتب خانه ی داروسازی به داخل راه نداده و محل ... هم به ما نمی کنند؛ چه رسد به اینکه به شما "رهایی قلم" اعطا کنیم که دیگر حسابمان با کرام الکاتبین است.
ونیز نقل است شیخ وحید س – که روزگاری در نشریه بالابر[2] مشغول خدمت بوده- آخرین تریپ افشاگری را گرد آورده بود به خیال آنکه خلق بخوانند و حقایق بر آنان آشکار شود، لیکن دکتر با بو بردن از نگاشته شدن آخرین ورژن افشاگری، گفت: که شما پر رویی را به کمال رسانده اید و اینجانب از اول به مساعدت شما در ستون آزاد مشکوک بودم. و اینگونه بود که مِن بعد آن ستون آزاد عاری از هرنوع افشاگری چاپانده شد.
و نیز او را گفتند : یا شیخ الدوکتور! این ستون را از چه روی آزاد افراشتی ؟ گفت:روی حساب معرفت! گفتند :ایول! ودگر چه؟ گفت: تا زنم بر سر اینان و آنان ! گفتند : پس چرا تا کنون نزدی ؟! گفت: ....دی شب دراز است!
از ایشان تصانیف بسیار است . رضی ا… عنه
[1] سردبیر
[2] آسانسور
پی نوشت: این مطلب که با قلم خود محمدرضا اصلاح شد مربوط به دو سال قبل است و الان محمدرضا حسینی درمقام موسس نشریه و میم هنرور درمقام مدیر مسئول هستند.
بله، آقایی که شما باشید! مدام این گوشی تلفن همراه زنگ میزنه، اس ام اس می رسه، نمابر میاد و اینباکس ایمیل هم اعداد نجومی نشون می ده که :« آخه جناب کارشناس محترم (غرغروی سابق)، تو رو خدا بیاین جواب سئولات مردم رو بدین و مشکلاتشون رو لااقل تو وبلاگتون منعکس کنین!» ما هم هر چی می خوایم بپیچونیمشون و سر خودمون رو که درد نمی کنه دستمال نبندیم، می بینیم که نمی ذارن، پس مجبوریم یه جورهایی براشون جواب جور کنیم و به بعضی از تلفون ها جواب بدیم، امیدوارم به دستمال بستنش نیرزه!
* * *
- الو... آقای کارشناس... میشه توضیح بدین این قضیه حضور نظامیان انگلیس در خلیج فارس رو چطوری ارزیابی می کنید؟!
* بعله! اگه دقت کرده باشین تو تلویزیون خودمون نشون داد که یک خانم بسیار باشخصیت هم در بین بازداشت شدگان هستند و اونها با این کارشون می خواستن فکر مزربان هی همیشه بیدار ما رو منحرف کنند! در حالی که مرزبانان ما گول نخوردند و همشون رو با هم دستگیر کردند.
- منظورتون اینه که ...؟!
* نه! می دونین که من فعلاْ قصد ادامه تحصیل دارم!

* * * - الو ... سلام ... می خواستم نظرتون را راجع به سفرهای استانی آقای احمدی نژاد ... * الو الو ... چرا قطع شد؟! ... نمی دونم این تلفن امروز چش شده !!! * * * - الو... می خواستم بپرسم چرا دومای روسیه قصد داره سفر دختران زیر 21 سال این کشور رو به خارج ممنوع کنه؟ * اوووووم ... خوب ... می دونین ... احتمالاً برای اینه که می خواستن بقیه فکر کنن توی روسیه هم خبریه ! و با این ترفند کلی توریست، جهانگرد، مقامات، نمایندگان (!) و ... سر از روسیه در بیارن و به جای خروج ارز، جذب سرمایه داشته باشن! - ولی در ترکمنستان در حال وضع قانونی هستند که به ازای ازدواج هر دختر ترکمنستانی با اتباع خارجی باید مبلغ پنجاه هزار دلار به حساب دولت واریز بشه! * شما مشکل خودتون رو بگین، قصد ازدواج با کی رو دارین ؟! - اگه امکانش باشه و زحمتی نباشه، من شماره خودمو خدمتون می دم، اگه یه وقت مورد خوبی پیدا شد ... * خداحافظ ... بووووووق !
* * *
- الو خسته نباشین ... می خواستم بپرسم چه دلیلی داره که« طبق آمار جدید تعداد کاربران اینترنت در ایران 2/7 درصد از جمعیت کشور اعلام شده که حتی در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس هم، بعد از عربستان در رتبه آخریم؟»
* خوب این خبر خیلی خوبیه و نشون میده که بیش از نود درصد از مردم، نیازی به هیچگونه مراقبت اینترنتی، فیلترینگ و ... ندارند و فقط از مطبوعات و صداوسیما استفاده می کنند و تنها هفت درصد هستن که سیریش بازی در میارن و باید یه فکرهایی به حالشون کرد، تازه توجه داشته باشین که ما دررتبه اینترنت هم از عربستان جلوتریم و این نمایانگر فاصله فوتبال ما با آسیا و شانس حضورقدرتمند در جام ملتهاست پس همه با هم
... دو دورو دو .... ایران ... !
(لازم به توضيح هست كه فايل اين مطلب رو از روي كامپيوتر دوستم بدست آوردم!)
ای بابا ، آخه هر کی می خواد به یه چیزی بند کنه به این قطار شهری گیر می ده؟! آخه همین کارها رو می کنین که بهتون می گن مشهدی . تصدیق بفرمائین که مترو ( همین قطار شهری خودمون ) به همین صورت نصفه کاره هم هزارو چند فایده برای شهر داره که من فقط چند تای آخر شو می گم:
1. وقتی قراره همچنین طرحی تو مشهد انجام بشه، از چند هفته جلوتر، تمام خیابان های اصلی شهر رو از بیخ تعطیل می کنن تا شما کم کم به محدودیت های ترافیکی عادت کنین(!) و تازه همه کوچه پس کوچه ها و سوراخ موراخ های شهر رو عین کف دست یاد بگیرین.
2. همان طور که خبر دارین، مشهدیها در تمام امور به دقت و نظافت شهرت دارن (اصلاً هم دماغم دراز نشد!) و این موضوع رو زائرین عزیز که به مشهد می آیند از همه بیشتر قبول دارن (یه اسلحه بذارین زیر گلوشون و ازشون بپرسین!) چون هر سال در مسافرت به مشهد، مشاهده می کنند این پروژه فسیل شده (یا فسیل پروژه شده!) با همان سرعت زیر صفر و با نهایت صبر و حوصله در حال اجراست(برای با کیفیت تر شدن پروژه!) و حتی می توان تعداد آجرهای جابجا شده از پارسال تا امسال را با انگشتان یک دست شمارش کرد!
3. با توجه به اینکه بستن معابر اصلی شهر- علی رغم پیشرفت کند پروژه- از سرعت خوبی برخوردار است، نیروهای محترم راهنمائی و رانندگی هم می توانند جهت افزایش رفاه حال شهروندان (!) اقدام به نصب تابلوی ورود ممنوع در ابتدای تمام کوچه های فرعی نموده و با صدور قبوض جریمه، کسری بودجه تمام ارگان های دولتی، سازمان ها، نهادها، اشخاص (!) و... را از رانندگان متخلف که جرأت کرده اند در مشهد رانندگی کنند (این شد یک جرم بزرگتر!) تأمین کنند.
4. انسان جایز الخطاست و مسئولین شهرداری هم از این قاعده مستثنا نیستند، بنابراین یک راه مطمئن برای سبک شدن بار گناهان این مسئولین اضافه کردن بر حجم کنده کاریها، قطع درختان، مسدود کردن معابر و ... است که با این وجود، رانندگان و عابرین با نثار الفاظ ناجور و باجور (از نوع مشهدی خالص) بار گناهان مسئولین محترم را کم کرده و آن ها را عاقبت به خیر می کنند.
5. از دیگر فواید پروژه نیمه کاره اینه که مردم هر روز سه وعده، صبح، ظهر و شب آرزو می کنن که دیگر هیچ طرحی اجرا نشه و لااقل دو تا خیابون آکبند پیدا بشه که آدم توش بتونه دستی بکشه و تیک آف کنه! آخه درسته که آدم این همه پول بده ماشین سوسولی خفن ردیف کنه، بعد باهاش بیفته توی چاله چوله های قطار شهری؟!
6. در آخر برای اینکه یه فایده دیگه به طرح اضافه بشه، پیشنهاد می کنیم اولاً به منظور اشتغال زایی و ثانیاً برای اینکه مردم هم کمی از وضعیت باز و بسته شدن خیابون ها مطلع بشن، بهتره سازمان «مشهد شناسی» هم دایر کنیم که مثلاً اعلام بکنه: فردا وضعیت خیابان های شهر کمی تا قسمتی خاکی، همراه باکنده کاری های پراکنده است که از بعد از ظهر از سمت احمد آباد بر شدت کنده کاری ها افزوده خواهد شد و در سایر خیابانها، مسدود کاری خاصی نخواهیم داشت...!
حالا بازم بگین قطار شهری بده!
| Copyright © 2005-2008 - All rights reserved. |
| Design: غرغرو Power: Blogfa.com Image Hosting: TinyPic.info |
| TanzDooni.blogfa.com ...! |



