تبليغاتX
طنزدوني

گوگل علیه طنزدونی!
تاريخ: سی ام آبان 1385 ساعت :19:51

هر دم از این باغ بری می رسد...

این گوگل هم با طنزدونی ما شوخیش گرفته! می پرسید چرا؟! خوب شما نتیجه ی این جستجو در گوگل  را ببینید تا بفهمید چرا!

نتیجه جستجوی برای "عکس بازیگرها ی ایرانی" در گوگل!

دومین سایتی که معرفی کرده، وبلاگ ماست! آخه تنها چیزی که تو وبلاگ من نیست، همین عکس بازیگرهای ایرانی هست! شانس که نداریم، همین فردا دسترسی به وبلاگ ما رو دچار مشکلات می کنن!

ولی این نتیجه ی جستجو یه ایرادی داره! هر کس فهمید توی قسمت نظرات بنویسه! یک صد آفرین هم جایزشه!

------

توضیح: خوب! ظاهرا مشکل داره حل میشه! چون نتیجه ی جستجو، طنزدونی رو در رده های پایین تر قرار داده! خدا رو شکر...

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز وبلاگي! | + |
آن زمامدار دانشگاه ...
تاريخ: بیست و هشتم آبان 1385 ساعت :23:10
 

 

آن ستاره آسمان علم، آن گستراننده مراكز علم، آن بيزار از مقامات دنيايي،آن هميشه كانديد رياست جمهوري، آن عاشق حذف كنكور، آن گيرنده‎ي شهريه با ضرب و زور، آن زمامدار دانشگاه « دكتر عبدالله جاسبي» عفه ا... ذنبه

روزي جمعي از طالبان علم بر وي خرده گرفتي كه: اين همه دانشگاه چگونه راست كردي؟بفرمود: در هر كجاي مملكت دانشگاهي برافراشتم تا طالبان علم در ولايت خود مشغول كسب علم و معرفت شدي و در مقابل، چك‎ها از پدران ستاندي به حسابداري تحويل نمايند تا آنان را ذخيره آخرت باشد و دانشگاه را خير دنيا! الدنيا مزرعه الآخره.

 

و نيز نقل است كه وي را گفتند: يا شيخ، اگر به رئيس جمهوري رسيدي، چه خواهي كرد؟ في الفور گفت: درآمد نفت، اخذ ماليات، عوارض، خودياري، آبونمان و ... را كلا در حساب مكتب خانه آزاد اسلامي واريز گردانيم و از آن، آبروي رفته را باز گردانيده، كلي كارهاي باكلاس من جمله خوابگاه، سرويس، همايش، وام و غيره به انجام رسانده و پوز مكتب خانه ملي را . . . ببخشيد . . . پشت مكتب خانه ملي را به خاك برسانيم تا عبرت ساير مكتب خانه ها باشد!

و او را از اين دست شعارها بسيار بود. رضي ا... عنه

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: تذكرة الاكابر | + |
ماجراي غرغرو و تهديد امنيت!
تاريخ: بیست و هفتم آبان 1385 ساعت :22:35

آقا ما غلط كرديم! ما رو اغفال كرده بودن! گول خورده بوديم! همش تقصير اين دوستاي ناباب و مزدوران استكبار جهانيه!... باوربفرماييد اينترنت ملي خيلي هم چيز خوبيه! خارجيش رو مي خواي چي كار؟!

مي پرسين چرا نظرم رو عوض كردم؟! آخه ماجرا داره...

 

همين جمعه قبل بود كه ما عين يك كاربر محترم نشسته بوديم و از محضر سرويس ADSL مون كسب فيض مي كرديم. كم كم كه نه، يهو ديدم كه اينترنت قطع شده!  بالاخره  من هم كوتاهي رو جايز ندانستم و با واحد پشتيباني تماس گرفتم و ازشون پرسيدم:"داداش برقا كي مياد...ببخشين...منظورم اينه كه اينترنت ما كي وصل ميشه؟" ايشون هم خيلي خونسرد فرمودن كه:"دو ساعت ديگه!"

خوب مگه شهر هرته؟! مگه خونه خاله اس كه هر وقت خواستن قطع كنن! هر روز شل كن سف كن در ميارن! پول علف خرس نيست كه ما بالاي اين اينترنت در پيتي بديم كه! مملكت قانون داره! اينطوري بود كه زنگ زدم به شركت اصلي سرويس دهنده در تهران! بالاخره اونا تهراني هستند و بيشتر از همشهري هامون سرشون ميشه! الو...

 

- بفرماييد

مي خواستم ببينم چرا اينترنت من قطع شده؟

- شماره اشتراكتون؟

*****!

- چند لحظه صبر كنيد...بعله...اشتراك شما به دليد اينكه قصد حمله به سيستم ما رو داشتيد قطع شده!!!

حمله؟! به كجا؟ اشتباه شده! پاپوش دوختن برامون! آقا ما تمام مدت خونه بوديم به خدا! شاهد داريم...

-        ببينيد، چون شما تهديدي عليه امنيت سيستم ما به شمار مي رويد، اشتراكتون به حال تعليق در اومده!

بله! خيلي لطف فرموديد! از ديدارتون خوشحال شدم! سايه عالي مستدام!

 

هنوز گوشي رو زمين نگذاشته بودم كه عربده كشيدم:« ننه! هر كي با من كار داشت بگو نيستم! يه وقت لو ندي من اينجا هستم ها!... ننه! شنيدي؟...» بالاخره كم جرمي كه نيست، بايد يه چيزي تو مايه هاي القاعده و كلاهك هسته اي باشه، بايد هر چه زودتر به فكر مخفي گاه باشم تا آب ها از آسياب بيفته...!

 

(آخر ماجرا)

به هر تقدير اكنون كه فرداي ديروز از راه رسيده، اينترنت اينجانب وصل شده و بار ديگر چرخ روزگار، نقشه هاي پليد بيگانگان را كه قصد تخريب شخصيت غرغرو را داشتند، بر ملا ساخت تا آيندگان بخوانند و بدانند كه غرغرو اهل اين برنامه ها نبوده است!

 

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز وبلاگي! | + |
خبرهای تایید نشده!
تاريخ: بیست و دوم آبان 1385 ساعت :11:3

* نخستين همايش "بحران مديريت" با معرفي نفرات برتر در رشته هاي مختلف به كار خود پايان داد. تنديس "فسيل طلايي" به پروژه قطار شهري مشهد اختصاص يافت. تنديس "بحران بلورين" به شركت آب و فاضلاب مشهد و تنديس "راه بندان بلورين" به طور مشترك به راهنمايي ورانندگي و شهرداري مشهد اختصاص يافت.همچنين هيئت داوران به اتفاق آرا لوح تقدير "شايعه پراكن نمونه" را به "غرغرو" اختصاص داد.

 

* دقايقي پيش منابع موثق از اعلام شروط آژانس بين المللي هسته اي براي از سر گيري مذاكرات هسته اي با ايران خبر دادند، اين شرايط به ترتيب زير است:

1- تعليق كليه فعاليت هاي هسته اي

2- تعليق كليه فعاليت هاي غير هسته اي و مورد دار!

3- تعليق كليه رزمايش هاي ضربت دار!

4- تعليق گير دادن به هولوكاست!

5- تعليق فدراسيون فوتبال!

 

* پس از اينكه دكتر جاسبي درباره شهريه دانشگاه آزاد در سال جاري فرمودند:« فعلا علي الحساب شهريه مي‌گيريم جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد ضمن كشيدن هورا و ريختن اشك شوق بابت اين همه دلسوزي، براي ثبت نام ترم بعد خود كه احتمالا شهريه اي در حد استانداردهاي بين المللي خواهد داشت به فكر استخدام در وبلاگ طنزدونی افتادند!

 

* ايران خودرو خبر از دوره رايگان آموزش به مالكان برخي از محصولات اين شركت خبر داد. در اين دوره هاي آموزشي به مالكان خودرو آموزش داده مي شود كه در صورت خرابي ماشين، چگونه تا ده بشمارند و آرامش خود را حفظ كنند!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
خبرهای تایید نشده!
تاريخ: بیست و دوم آبان 1385 ساعت :0:53

*رئيس فدراسيون فوتبال اعلام كرد كه با همكاري شركت مخابرات، از اين پس، بعد از باخت هاي تيم ملي در مسابقات مهم، سرويس SMS مشتركان تا 24 ساعت قطع خواهد شد! وي دليل اين امر را كم كردن فشار افكار عمومي و افتادن آبها از آسياب اعلام كرد!

 

* شهرداري مشهد از بررسي طرح ايجاد منويل در اين شهر براي حمل مسافران خبر داد. در اين طرح قرار شده است يك خط منوريل از ميدان آزادي تا حرم مطهر كشيده شود. در همين رابطه عده ي كثيري از مردم مشهد كه از اين طرح باخبر شده اند، به سرعت منازل خود را فروخته و به شهرهاي ديگر پناه برده اند!

 

 

 

* مجري طرح جامع « تكريم ارباب رجوع»  گفت: از زماني كه شيوه جديد تكريم ارباب رجوع را اجرا مي كنيم تعداد شكايت ها از سازمان هاي دولتي به صفر رسيده است! وي درباره اين شيوه جديد گفت: ما در كنار هر صندوق پيشنهادات و انتقادات، يكي از بوكسورهاي مطرح كشور را نيز قرار داده ايم تا مراجعان را براي طرح شكايتشان راهنمايي كنند!

 

* و بالأخره اينكه «ابراهيم صدر عاملي!» و «رسول حاتمي كيا!» اعلام كردند كه در راستاي تنوع بخشيدن به سوژه هاي فيلم هاي خود، قصد دارند فيلم مشتركي با نام « ترانه در آژانس شيشه اي» توليد كنند! در اين فيلم از نقش آفريني پرويز پرستويي در نقش حاج كاظم و ترانه عليدوستي در نقش ترانه استفاده خواهد شد. در همين راستا جشنواره سينمايي فجر پيشاپيش قول تمام جوايز و لوح هاي بلورين خود را به اين دو كارگردان داده است!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
لینک های روزانه
تاريخ: بیستم آبان 1385 ساعت :11:30
از این به بعد سعی می کنم لینکهای جالبی که می بینم را درقسمت پیوند های روزانه قرار بدم.

فرصت داشتید سر بزنید.

 

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: | + |
اِپیدمی خود خوشتیپ بینی!
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :18:17

 

اصلا من با این عینک دودی موافق نیستم، یعنی چی آخه! اصلا معلوم نمی شه دارین به کجا نگاه می کنین! هان...؟!... شما حواستون کجاست؟... وقتی دارین مطلب رو می خونین به من نگاه کنین! هنوز عینک دودی نزدین که به هر جا خواستین نگاه کنین!

 

 کلاً سه دسته هستن که عینک دودی میزنن: اول بادی گاردها، دوم بازیگرها و سوم اون هایی که دچار اپیدمی «خود خوشتیپ بینی مزمن» شده باشن که کم هم نیستن!

خلاصه وقتی با وازلین شامپو می کنید و ریشهاتون رو هم بلانسبت بز عین (...)(!) در میارین، تنها جایی که باقی میمونه چشم ها و ابروهاتونه! که کم خرج ترین راه برای متفاوت کردنشون همین عینک دودیه!

البته من خودم یکبار همین کار رو کردم و کنار خیابون وایستاده بودم که یه آقایی اومد و دست من رو گرفت و برد اونطرف خیابون!

 

نتیجه اینکه سعی کنین از قیافه ی خودتونبا عینک دودی یکبار عکس بگیرین تا بتونین قضاوت کنین که وقتی کنار خیابون ایستادین اونطرف خیابون می برنتون یا(...)!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
آن مایه ی مباهات...
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :17:51

آن مظهر علم و دانش، آن مایه مباهات، آن خاک خورده ی سنوات، آن دردانه ی صناعات، آن ضایع و جوات، آن آب شور برای تشنگان، مناسب برای مسافرکشان، نشانه ی قدمت صنعت ما و کوری چشم دشمنان ما، شیخنا و مرکب اغلب اوقاتنا و سیریش صنعتنا «پیکان!» حفظه ا... وجوده. از غریب مصنوعات آدمی بود که فقدانش مایه کسالت و بی سوژگی بود و وجودش مایه استغفار و رنجش.

 

 

روزی جمعی از سترگان روشنفکر غرب زده، بر مدیر ایران خودرو خرده بگرفتند که: یا شیخ! شما چهل سال این مرکب لگن نما را ساخته و تحویل خلایق داده اید و با قصد قربت سود سرشار به جیب روانه ساخته اید، پس شمایی که چنین صاحب مباهات و مایه افتخار هستید، چه می شودتان که نتوانستید خودرویی در همین قیمت ها در آورید؟!

مدیر سخت بر آشفت و گفت: چشم شما را چه شده است که این سند افتخار ما را نمی بینید؟! مگر نه این است که ما با تکنولوژی جدید و استفاده از خلاقیت خدادادی «آردی» را ساخته و بر سر خلایق بسیار منت گذاشته ایم! مرکبی چون این که هیکلش آدم باشد و قدرتش قدر الاغ(!) در هیچ کجا نسازند و حال چون شمایی به ما خورده می گیرید؟ همچنین در کتاب «مباحثٌ فی التمجید از ایران خودرو» آورده شده است که روزی رستم در دامن دشت قدم می زد که ناگهان برای اولین مرتبه چشمش به رخش افتاد و حسابی خاطر خواه او شد و رفت و بر پشتش بنشست، پس در این هنگام گفت:« این چنین مرکبی که سرعت یوز پلنگ و عقل انسان دارد، ایرانیان را شایسته است!»

جماعتِ خرده گیران سخت متعجب شدند و گفتند: «یا شیخ! این چه ربطی داشت؟ آن تعبیر را اگر رستم گفته باشد برای رخش گفته نه برای این جوات مخفی!»

مدیر بگفت: « باشد تا آیندگان کلاه خود را قاضی کنند که ربطش چه می شود!»

جماعت خرده گیران، که دیدند کلاه بزرگی به سرشان رفته، کلاهشان را قاضی کردند و به شهر خود بازگشتند!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: تذكرة الاكابر | + |
این ترنت ملی! نه اون ترنت ملی!
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :17:36

حدود همین قرن بیست و یک خودمون بود که جمعی از کارشناس زادگان و تدبیر مآبان گرد آمدند و اندیشه به خرج دادند تا بالاخره بحث «اینترنت ملی» به زبان ها افتاد. ما نیز چون ناسلامتی در این زمینه مدرک گرفته ایم و باید یک اضحار نظری کنیم و خودی نشان بدیم، دست بر عینک برده و با گرفتن فیگور لازمه،  در باب فواید آن گفتیم: «آقا اینترنت ارزان می شود! سالم می شود، اینترنت در دسترس همه قرار می گیرد، امنیت ملی بالا می رود و مهمتر از همه برای شرکت های بی بضاعت شغل ایجاد می شود! »

 

اما اکنون که مدتی از آن زمان گذشته و هیچ تغییری در وضعیت جاری اینترنت مورد لموس ( صفت مفعولی برای ملموس!) قرار نگرفته است، برای حل معضل ما کمی فسفر سوزانی کرده و چند راهکار پیشنهاد می کنیم:

 

اول: گونه ای اینترنت خودمانی(!) در یکی دو سازمان ایجاد کنیم! یعنی چند ساختمان مختلف را شبکه کنیم و باند و روبانی بسته و اینترنت ملی را طی مراسمی افتتاح کنیم!

 

دوم: یک سایت با آدرس www.InternetMelli.ir  و به میزبانی یک کشور کاملاً مورد اعتماد ایجاد کنیم و باز هم با همان مراسم باند و روبان، سایت را افتتاح کنیم! حالا کی به کیه! شاید هم کسی نفهمید که به این یه وجب سایت، اینترنت ملی نمی گن!

 

سوم: یک ساختمان عظیم برای اینترنت ملی در نظر بگیریم که حداقل ده پانزده سالی برای ساختنش زمان لازم باشد، اینطوری تا آن موقع وقت داریم که یک فکری به حال این قضیه کنیم! تازه می توان کلنگ احداث آن را هم طی مراسمی بر زمین زد تا همه بدانند که کارگران سخت مشغول کارند!

 

چهارم: سیاست آرامش فعال! همین کاری رو که داریم انجام می دیم ادامه می دیم، یعنی صبر می کنیم تا ببینیم چی پیش میاد! هر چه پیش آمد خوش آمد!

 

با این راهکارها شما هم متوجه شدید که باید به دنبال راه اندازی این ترنت ملی بود! نه اون ترنت ملی!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
مشکلات دانشگاه آزاد
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :17:34

 

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در سفر خود به همدان برای افتتاح ساختمان دانشگاه ازاد این شهر تاكید كرد تنها زمانی که مشکلی در دانشگاه آزاد باقی نمانده باشد از این دانشگاه خواهد رفتشريف نيوز.

 

اي بابا! پس بفرمايين كه حداقل تا صد سال آينده برنامه خاصي براي رفتن ندارين ديگه! واقعا آدم به خاطر اين حس خدمت گزاري تحت تأثير قرار مي گيره! البته قطعا منظور آقاي دكتر مشكلات دانشجويان نبوده، بلكه كم بودن شهريه دانشجويان، كندي روند ساخت و سازها، مسئله ي برداشتن كنكور، زيبا سازي ساختمان هاي اداري و مسائلي از اين قبيل به عنوان مشكل مد نظر بوده، آخه هر كي كه پسرخاله ي همسايشون از در دانشگاه آزاد رد شده باشه مي دونه كه دانشجوي دانشگاه ازاد حالا حالاها مشكلات داره! هم مشكل مادي هم مشكل معنوي! البته اگه حضور جناب دكتر رو يك مشكل هميشگي به حساب بياريم كه قضيه كاملا شكل ديگه اي پيدا مي كنه!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
دانشگاه آزاد و اين حرفا؟!
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :16:54

 

چندی پیش رئیس دانشگاه آزاد اعلام كرد: 

ما در كنكور دانشگاه آزاد شاكي نداشتيم!

 

ایشان در جایی دیگر فرمودند:

 پسرم سؤالات کنکور آزاد را نفروخته است! (بازتاب)

 

آخه آدم دم خروس رو باور كنه يا...! چرا اينجوري نيگا مي كنين! من كه اين خبرها رو از خودم در نياوردم! اصلا بگذارين ببينم… مگه شما به اينكه هرساله كنكور دانشگاه آزاد در سلامت كامل برگزار ميشه شك دارين؟! دانشگاه آزاد و اين حرفا؟! اينقدر اين سلامتيش براي همه روشنه كه هيچ كس حاضر نشده وقت خودش رو با شكايت تلف كنه! حالا با اين وضعيت ميتونين خاطر جمع باشين كه بر خلاف اون قديم نديما كه سئولات كنكور يه جورايي تو بازار پيدا مي شد، ديگه الان از اين خبرا نيست! بايد پول هاتون رو نگه دارين و به جاي خريد سئولات، برين شهريه دانشگاه رو پرداخت كنين!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
هو اللطيف
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :16:22
بالاخره ما هم بله...!
آخه آدم بدون "وبلاگ" مثل...مثل... مثل پخش مستقيم فوتبال بدون چيپسه!!!
خلاصه هر كي بياد تو قدمش روي چشم...
سعي مي كنم طنز بنويسم، ولي اينجا دنبال طنز نگرديد...
نظرات شما گرمابخش طنزدوني ماست...
بزرگي مي گفت توي نوشته هات از "سه تقطه" كمتر استفاده كن...
ولي من نظرش رو قبول ندارم...
"سه نقطه" چيز خوبيه...!
مخصوصا الان كه بايد پيچيده ترين حرفها رو توي سه نقطه رمزنگاري كرد...
نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز وبلاگي! | + |


Copyright © 2005-2008 - All rights reserved.
Design: غرغرو Power: Blogfa.com Image Hosting: TinyPic.info
TanzDooni.blogfa.com ...!